zob nik دوشنبه 10 مهر 1396 01:25 ب.ظ نظرات ()

در مورد نمونه برداری از تونل ها، روش های متفاوتی اعمال می شود که بسته به هر کانساری، این امر بایستی آزمایش شود و بهترین روش انتخاب و به کار برده شود. عده ای از هر شیفت کاری پیشروی تونل ها، ازسینه کار تونل، یک نمونه ی کانالی (channel sampling) تهیه می کنند و عیاراین نمونه را، عیار آن بلوک پیشروی شده به شمار می آورند.

- حفر تونل‌های اکتشافی

برای مشخص کردن ماده‌ی معدنی در زیرزمین، در مناطقی که وضعیت توپوگرافی، محیط اجازه می‌دهد( محیط‌های کوهستانی و محیط‌های دارای تپه ماهورهای تقریبا مرتفع ) اقدام بهحفر تونل های اکتشافی می‌شود. این تونل‌ها معمولاً با سطح مقطع کوچک حفرمی‌شوند( مقطع مفید 4 مترمربع ) و در صورتی که در آینده لازم شود از وجودهمین تونل‌ها، به عنوان تونل‌های استخراجی استفاده می‌شود، مقطع آنهابزرگتر شده و سیستم های محافظتی اساسی برای سقف و دیواره ها نصب می‌شود.

تونل های اکتشافی موقعیت ماده ی معدنی را در افق های پایین تر از سطح زمینمشخص می کنند، در محل هایی که ارتفاع منطقه ی مورد مطالعه زیاد باشد ممکناست تونل های اکتشافی در چند افق زیر یکدیگر حفر شوند، معمولا در موردطلا، فاصله ی هر افق تونل از افق بعدی حداقل 20 و حداکثر 50 متر در نظرگرفته می شود.

تونل های اصلی در جهت موازی با امتداد کانی سازی ( در مواردی که کانی سازی در امتداد گسل های اصلی موجود در منطقه انجامپذیرفته باشد تونل های اصلی موازی امتداد گسل ها ) انتخاب و یا شیب 4 درهزار حفر می شوند.طول تونل های اصلی، تا گسترش نهایی طولی کانی سازی، می تواند ادامه پیدا کند.

بهمنظور مشخص کردن گسترش ماده ی معدنی در هر افق، از داخل تونل همان افق،تونل های فرعی در جهت عمود بر امتداد تونل اصلی در دو طرف حفر می شود و تاجایی که عیار طلا، از میزان حداقل عیار انتخابی (cutoffgread) کمتر نشدهباشد، ادامه می یابد و بدین ترتیب گسترش عرضی ماده ی معدنی هم، در هر افقمعین می شود.

 تونل های فرعی از داخل تونل اصلی از یکدیگر حدود 25 مترفاصله دارند. حفر دویل از داخل تونل های اصلی به یکدیگر و از بالاترینتونل به سطح زمین، هم به منظور ایجاد تهویه ی طبیعی و هم به منظور رسانیدنلوله های هوای فشرده و لوله های آب مورد نیاز به محوطه ی داخلی معدن انجاممی گیرد. البته دویل ها خود حفره های قائمی از ماده ی معدنی هستند کهمی‌توانند تغییرات عیار طلا را در محل های حفر شده مشخص کنند.

بهمنظور تعیین عیار طلا در افق های تونل ها و مشخص کردن مناطق با عیارهایمختلف، لازم است از کلیه ی حفریات زیرزمینی نمونه برداری منظمی صورتپذیرد.

در مورد نمونه برداری از تونل ها، روش های متفاوتی اعمالمی شود که بسته به هر کانساری، این امر بایستی آزمایش شود و بهترین روشانتخاب و به کار برده شود. عده ای از هر شیفت کاری پیشروی تونل ها، ازسینه کار تونل، یک نمونه ی کانالی (channel sampling) تهیه می کنند و عیاراین نمونه را، عیار آن بلوک پیشروی شده به شمار می آورند. عده ای دیگر بعداز پیشروی تونل ها ( چه اصلی و چه فرعی ) از یکی از دیواره ها ( دیواره یسمت چپ یا راست ) یک نمونه ی کانالی تهیه می کنند که گاهی این نمونه ها بهطور پیوسته ( هر متر پیشروی یک نمونه ) و بعضی مواقع در هر پنج مترپیشروی، یک نمونه ی یک متری تهیه می کنند.

نحوه ی گرفتن نمونه یکانالی بدین ترتیب است که در وسط سینه ی کار پیشروی و یا دیواره ی موردنظر مستطیلی در نظر گرفته می‌شود، که طول مستطیل یک متر و عرض آن بین 15تا 20 سانتی متراست و معمولاً به وسیله ی چکش کوهبری ( چکش های هوای فشرده ) این مستطیل تا عمق حدود دو تا چهار سانتی متر حفر و نمونه برداری می‌شودکه کل سنگ کنده شده بایستی کاملا خرد، مخلوط و همگن گشته و از آن نمونهبرداری متوسط انجام و به عنوان نمونه ی آن نقطه، مورد تجزیه و تعیین عیارقرار داده شود.

( در کشور زیمبابوه در معدن طلای مازوئه که طلا به همراهکانی های سولفید وجود دارد و مجموعا به صورت رگه ای با ضخامت متغیر بین 10تا 30 سانتی متری در داخل گسل ها، پرشدگی ایجاد شده است برای نمونه برداریاز قسمت‌های مختلف رگه در داخل تونل ها، از هر فاصله ی پنج متری، یکنمونه‌ی کانالی، آن هم تنها از یک مستطیل با طول 40 سانتی متر و عرض کاملرگه، در نقطه ی مورد نظر و با عمق دو تا سه سانتی متر نمونه برداریمی‌کردند و این نمونه را برای طول 5 متر، نمونه ی متوسط به شمارمی‌آوردند.)

 البته در موارد کمی هم دیده شده که به جای سینه کار و دیوارهها از سقف تونل‌ها هم، نمونه برداری کانالی انجام گرفته است.روش های شرحداده شده در مورد نمونه برداری کانالی از داخل تونل ها، در مواردی میتواند نتایج صحیح را بدهد که تغییرات ماده ی معدنی طلادار در دو دیواره وسقف تونل به میزان قابل ملاحظه ای نباشد، اما در غیر این صورت، لازم استنمونه برداری قوسی انجام گیرد.

در این نوع نمونه برداری از یکی ازدیواره ها، از قسمت کف تونل با عرض یک متر نمونه برداری تکه ای آغاز میشود و عمل نمونه برداری از پایین دیواره به سمت سقف تونل ادامه می یابد،با همین عرض یک متری، از سقف هم نمونه گرفته می شود و این کار از بالایدیواره ی مقابل به سمت کف تونل پیش می رود و در پایین این دیواره به اتماممی رسد، در این حالت هم از تمامی سطح سنگ ها تکه های کوچک سنگی کنده میشود. باید توجه داشت که در تمام حالت ها نمونه برداری سطح سنگ ها قبلاکاملا تمیز شده باشد.

تکه های کوچک کنده شده معمولاً بر روی صفحه ی آهنییا ورقه های پلاستیکی که در کف تونل قرار داده می شود ریخته شده و درانتهای کار جمع آوری و کاملاً مخلوط و با تقسیمات متوالی، نمونه ی متوسطتهیه و مورد تجزیه و تعیین عیار قرار داده می شود و عیار طلای به دست آمدهبه عنوان عیار متراژ نمونه برداری شده، انتخاب می شود.  بعضی موارد درصورت تغییرات بسیار کم عیارها در جهت طولی تونل ها، این گونه نمونه برداریها ممکن است با فاصله ی پنج متر از یکدیگر تهیه شود اما در مورد معادنی کهتغییرات طولی در تونل ها نیز زیاد است بایستی متر به متر در کنار هم اینگونه، نمونه برداری شود.

 ( در معادن طلای موته ی اصفهان به علت تغییراتشدید عیار طلا در تمامی جهات اجباراً از تمامی تونل ها نمونه برداری قوسیمتر به متر انجام گرفته است و تجربه نشان داده که در این منطقه نمونهبردرای قوسی می تواند عیار درست تر را نشان دهد).

هماهنگ باپیشروی تونل ها و انجام عملیات نمونه برداری، برداشت زمین شناسی دیواره ویا سقف تونل ها هم توسط زمین شناسان انجام می گیرد و این برداشت ها بر روینقشه ی تونل ها پیاده می شود. معمولا این گونه نقشه ها گویای تغییرات جنسسنگ ها و دگرسانی در طول پیشروی و مشخص کردن شدت و ضعف و نوع دگرسانی هادر هر نقطه است همچنین مشخص کردن موقعیت گسل های اصلی و فرعی ( امتداد ومقدار شیب گسل ها ) در هر قسمت از جمله اطلاعاتی است که بر روی این نقشهها آورده می شود.

از کلیه ی کنده کاری های زیرزمینی( تونل ها ) نقشهی موقعیت، توسط نقشه برداران زیرزمینی تهیه می شود معمولاً به منظور نشاندادن عیار طلای متراژهای مختلف و ضمنا حفظ اطلاعات به دست آمده بر روینقشه ی موقعیت تونل ها، عیار طلای متراژهای مختلف به صورت هیستوگرام رویاین نقشه ها پیاده می شود. حسن چنین نقشه هایی این است که با اولین نگاهمی توان تغییرات عیار طلا را در یک افق که تونل حفر شده است.

تعیین ذخیره در معادن طلا

این عمل در حین انجام عملیات اکتشافی عملی می‌باشد از نظرسطحی برداشت نمونه‌های سنگی می‌تواند اکسیده بودن آنها را نشان دهد، ازنظر عمقی حفر ترانشه‌ها، چاهک‌ها، تونل‌های اکتشافی ( مخصوصاً دویل‌ها ) وگمانه‌های اکتشافی مغزه گیری و بررسی نمونه های مربوط به هر یک از اینحفریات می تواند سنگ های اکسیده را از سولفید جدا کرده.

- تعیین زون اکسیده

   در معادنی که نوع سنگ معدنسولفید می‌باشد معمولاً در قسمت سطحی این معادن، سنگ های سولفوره به علتقرار گرفتن در هوای آزاد و ریزش آب‌های سطحی، هوازده و اکسید می‌شوند،امروزه چون نحوه‌ی برخورد روش های استحصال طلا در سنگ های سولفوره با روشهای استحصال طلا از سنگ های اکسیده متفاوت است( البته در صورتی که ضخامتزون اکسیده به میزان قابل ملاحظه ای باشد ) لذا تعیین زون اکسیده و مشخصکردن محدوده‌ی این زون از سنگ‌های سولفیدی و نهایتاً تعیین ذخیره ی هر یکاز دو قسمت اکسیده و سولفوره لازم الاجرا می‌باشد.

 ( سنگ‌های اکسیده بهروش healing leaching و سپس CIP و سنگ‌های سولفیدی به روش فلوتاسیون و سپسسیانوراسیون )، این عمل در حین انجام عملیات اکتشافی عملی می‌باشد از نظرسطحی برداشت نمونه‌های سنگی می‌تواند اکسیده بودن آنها را نشان دهد، ازنظر عمقی حفر ترانشه‌ها، چاهک‌ها، تونل‌های اکتشافی ( مخصوصاً دویل‌ها ) وگمانه‌های اکتشافی مغزه گیری و بررسی نمونه های مربوط به هر یک از اینحفریات می تواند سنگ های اکسیده را از سولفید جدا کرده و در نتیجه ی حدزون اکسیده چه از نظر گسترش سطحی و چه از نظر عمقی مشخص می‌شود، با داشتنمحدوده ی گسترش این زون در جهات مختلف، ذخیره ی بخش اکسیده را نیز می توانجداگانه محاسبه کرد.

- تعیین ذخیره ی معدن

   بادر دست داشتن محدوده ی کانسار در جهات مختلف و در دست بودن اندازه ی ابعادسه گانه ی توده یا رگه ی ماده ی معدنی حجم آن محاسبه و با توجه به معینشدن جرم حجمی سنگ معدن، مقدار ذخیره محاسبه می شود ( البته در مورد محاسبهی حجم روش های متفاوتی وجود دارد که بسته به نوع معدن مورد استفاده قرارمی گیرند) در مورد تعیین ذخیره ی هر معدن سه نوع ذخیره به شرح زیر معین میشود:

الف) ذخیره ی قطعی(proved)

   این نوع ذخیره در مواردی است که کانسار با عملیات زیرزمینی و حفاری کاملااحاطه شده و از قسمت های مختلف نمونه گیری کامل انجام شده باشد، به طوریکه تناژ و عیار متوسط واقعی در دست باشد ( ماده ی معدنی از چهار طرف موردمطالعه قرار گرفته است)

ب)ذخیره ی احتمالی(probable)

   این نوع ذخیره در مواردی که همه ی قسمت های کانسار مورد مطالعه ی کامل بهوسیله ی عملیات زیرزمینی و حفاری قرار نگرفته و قسمتی از آن از نظر ابعادمشخص نبوده و نمونه گیری هم به صورت کامل و به اندازه ی کافی نباشد، ولیاطلاعات زمین شناسی به اندازه ای باشد که بتوان به طور مدل عیار و تناژ آنرا پیش بینی کرد، محاسبه می شود. تعریف دیگری نیز برای ذخایر احتمالی وجوددارد طبق این تعریف، ذخایر احتمالی، ذخایری اند که از سه طرف مورد مطالعهو نمونه برداری قرار می‌گیرند.

ج) ذخیره ی ممکن(possible)

این نوع ذخیره موقعی اعلام می شود که اطلاعات ما بر اساس تعداد کمی ازنمونه ها پایه گذاری شده و مشاهدات زمین شناسی نیز به اندازه ی کافی نباشددر این حالت در بعضی مواقع مقدار ذخیره بدون رقم عیار اعلام می‌شود. ( دراین نوع ذخیره ماده ی معدنی از دو طرف مورد مطالعه قرار گرفته است ). ( تقسیم بندی ذخائر به شرح فوق به وسیله ی مهندسین ارزیاب به کار برده میشود اما توسط زمین شناسان و سازمان های زمین شناسی تقسیم بندی های دیگرینیز وجود دارد، حتی بین کشورهای بلوک غرب و بلوک شرق هم تفاوت های کوچکیدر تقسیم بندی انواع ذخایر به چشم می خورد)تعیین ذخیره ی دقیق هرمعدن مورد اکتشاف، نتیجه ی اصلی و نهایی اکتشافات محسوب می شود که بایستیبسیار بااهمیت تلقی شود، زیرا تمامی برنامه ریزی های فنی و اقتصادی بعدیبر اساس اعلام ذخیره ی یک معدن پایه ریزی می‌شود..

شیوه نمونه برداری سیستماتیک کشف طلا

به منظور مطالعات تست تکنولوژی بر روی نمونه‌ی سنگ معدن، در یک معدن موردمطالعه جهت مشخص کردن بهترین روش جهت استحصال طلا از آن، لازم است نمونه ای به عنوان نمونه ی متوسط معدن تهیه شود، بایستی این نمونه تمامی مشخصات سنگ های طلادار موجود در معدن را داشته باشد لذا لازم است.

- نمونه برداری سیستماتیک :

   به منظور تعیینگسترش زون طلادار در سه بعد طولی، عرضی و عمقی و تعیین عیار این زون درجهات مذکور و دستیابی به محدوده ای دارای عیارهای مورد نظر، که می توانمحدوده‌ی زون طلادار اقتصادی از نظر عیار را مشخص کرد و مناطق پرعیار ازمناطق باعیار متوسط و کم را از یکدیگر مجزا و معین کرد طرح و اجرای یکبرنامه ی نمونه برداری سیستماتیک در سه بعد فوق الذکر الزامی می‌باشد کهاین عمل می تواند در حین انجام سایر مراحل اکتشافی و به موازات آنها انجامگیرد.

الف)نمونه برداری سطحی

به منظورتعیین گسترش سطحی زون طلادار با عیار مورد نظر، نمونه برداری ازچاهک‌های حفرشده جهت عملیات ژئوشیمی و از داخل ترانشه های اکتشافی انجاممی‌گیرد.

ب)نمونه برداری عمقی

جهتتعیین گسترش عمق زون طلادار نمونه برداری از کلیه‌ی حفریات زیرزمینی ازقبیل تونل، دویل‌ها و گمانه‌های اکتشافی مغزه گیری ( نمونه برداری از مغزههای حاصل از حفر گمانه ها ) انجام می‌گیرد.

ج)تهیه‌ی نمونه‌ی متوسط معدن:

به منظور مطالعات تست تکنولوژی بر روی نمونه‌ی سنگ معدن، در یک معدن موردمطالعه جهت مشخص کردن بهترین روش جهت استحصال طلا از آن، لازم است نمونهای به عنوان نمونه ی متوسط معدن تهیه شود، بایستی این نمونه تمامی مشخصاتسنگ های طلادار موجود در معدن را داشته باشد لذا لازم است در تهیه‌ی آندقت کامل به عمل آید معمولاً بدین منظور از کلیه ‌ی سطوح توده یا رگه یماده ی معدنی که از نظر نمونه برداری در دسترس باشد و از کلیه‌ی حفریاتزیرزمینی و همچنین از مغزه‌های گمانه‌های اکتشافی به روش سیستماتیک نمونهبرداری می‌شود سپس کل نمونه‌های برداشته شده خرد و کاملا مخلوط و هموژن میشود آنگاه از این نمونه‌ی بزرگ با تقسیمات متوالی، نمونه ای به میزان موردنظر به عنوان نمونه ی متوسط معدن تهیه می‌شود که عملیات تست تکنولوژی برروی این نمونه عمل می‌شود.

کلمات کلیدی:ذوب طلا,ذوب فلزات قیمتی,کوره ذوب طلا,کوره برقی,کوره ذوب فلزات گرانبها، کوره ذوب فلزات، کوره ذوب طلا، کوره ذوب نقره، کوره برقی، کوره برقی ذوب فلزات، کوره برقی طلا، کوره برقی نقره، کوره ذوب قابل حمل، بوته ذوب فلزات، کوره , کوره ذوب فلزات گرانبها , کوره ذوب طلا , ذوب طلا , کوره الکترونیکی، ذوب نیک, کوره ذوب طلا,بوته ذوب,ذوب فلزات قیمتی؛ذوب طلا،بوته ذوب طلا.